صلح حدیبیه را سپر عقب‌نشینی نکنید

احمد زیدآبادی با ارجاع به صلح حدیبیه گفته است که باید به محتوا توجه کرد نه سمبل‌ها؛ اما این قیاس وقتی پای پرونده هسته‌ای و بازدارندگی ملی وسط است، اگر به نسخه‌نویسی برای عقب‌نشینی تبدیل شود، دقیقاً همان چیزی را تولید می‌کند که دشمن می‌خواهد؛ یعنی طمع بیشتر و فشار بیشتر.


احمد زیدآبادی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، اخیرا در گفت‌وگو با محمد فاضلی با ارجاع به موضوع صلح حدیبیه پیامبر(ص) گفته «اگر کسی متن صلح‌نامه را بخواند فکر می‌کند پیامبر همه چیز را واگذار کرده و هیچ چیزی به دست نیاورده است، حتی عده‌ای به نبوت پیغمبر مشکوک شدند؛ ولی آن‌ها ظاهر را می‌دیدند و پیامبر ذهن بلندمدت و استراتژیک داشت و می‌دانست که پشت این موضوع، فتح مکه است». او سپس مدعی شده که پیامبر(ص) به محتوا توجه کرد؛ نه سمبل‌ها و افزود صورت‌ها و سمبل‌ها برای دولت‌ها مهم‌اند.

اینکه آقای زیدآبادی به مسئله‌ای تاریخی ارجاع داده است، را به فال نیک می‌گیریم؛ اما مسئله این است که بازی با واژه‌هایی مثل محتوا و سمبل وقتی به پرونده هسته‌ای می‌رسد، دیگر یک بحث کلاس درس یا خاطره تاریخی نیست. اینجا نقطه تماس مستقیم با امنیت ملی است و هر جمله‌ای که بوی تقلیل موضوع یا بی‌اهمیت‌سازی ابزارهای قدرت را بدهد، می‌تواند به زبان دشمن ترجمه شود.

به گزارش جهان نیوز، امروز در وضعیتی قرار داریم که آمریکا و اسرائیل، نه با منطق اعتمادسازی، بلکه با منطق فشار و تهدید حرکت می‌کنند. در چنین میدان سختی، نگه‌داشتن ظرفیت هسته‌ای یعنی حفظ ابهام استراتژیک و آن بخشی از منطق بازدارندگی است. وقتی این ابهام از بین برود، طرف مقابل نه آرام می‌شود و نه قانع؛ بلکه دقیق‌تر محاسبه می‌کند، دشمن در خواسته ها پیشروی می‌کند و فشار را مرحله‌به‌مرحله افزایش می‌دهد.

تسلیم طلبان به دنبال تثبیت گزاره «بدیم بره»
مشکل اصلی اینجاست که بخشی از یک جریان سیاسی، سال‌هاست با یک تنظیمات کارخانه‌ای ثابت جلو می‌رود؛ اول بحران را با هر هزینه‌ای فرو بنشانیم، بعد برای این فروکش‌کردن، از جیب عناصر قدرت ملی خرج کنیم و در نهایت هم همان عقب‌نشینی را با واژه‌های مذهبی، اخلاقی یا تاریخی بزک کنیم. این فرمول، اسمش راهبرد بلندمدت نیست، اسمش عادی‌سازی واگذاری است یا همان گذاره تکراری «بدیم بره» است.

قیاس صلح حدیبیه وقتی خطرناک می‌شود که به پوششی برای حذف مؤلفه‌های قدرت تبدیل شود. پیامبر(ص) از موضع تدبیر، قدرت و مدیریت میدان تصمیم می‌گرفت، نه با دست خالی و نه برای خوشامد طرف مقابل. اگر قرار باشد از تاریخ مثال زده شود، باید دقیق، مسئولانه و با تفاوت‌های زمانه بیان شود، نه اینکه هر توافقی که بوی امتیازدهی می‌دهد، با برچسبی مقدس توجیه شود.

اظهارات اخیر عیسی کلانتری دیگر اصلاحطلب ِ تسلیم‌طلب نیز، مبنی بر اینکه اگر پیش از جنگ دو میلیارد دلار به ترامپ داده می‌شد، جنگی رخ نمی‌داد، از چنین مبنایی سرچشمه می‌گیرد؛ باید گفت، این جریان سیاسی، همان نگاهی که پیش‌تر در برجام و مذاکرات ناکام آزموده شد و نتیجه‌ای جز افزایش فشار و تشدید تنش نداشت، را مجدد در سرخط سیاسی بازی‌های خود قرار داده است.

از این روی در برابر دو دشمن جرار که در یکسال اخیر دو جنگ و یک کودتا علیه کشور تحمیل کرده اند، هر تضعیف در ابزارهای قدرت، هزینه گزافی دارد. هر بار که یک مولفه قدرت را بدهیم برود، نتیجه‌اش یک قدم عقب‌رفتن ما و یک قدم جلوآمدن دشمن است.

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

اطلاعات بیشتر در مورد قالب های ورودی