ایران از قدرت بازدارندگی به مرحله «پشیمان‌سازی» متجاوز رسیده‌است

رهبر شهید در پاسخ فرمودند: اگر فکر می‌کنید من حاضر می‌شوم به جایی بروم که برای من امن باشد، اما مردم چنین امکانی نداشته باشند، باید بگویم اشتباه می‌کنید. من چنین کاری نخواهم کرد.» البته تأکید داشتند که در موضوعات تاکتیکی، پدافند غیرعامل و جابه‌جایی‌هایی که ضرورت عملیاتی داشته باشد، با نظر کارشناسان همراه هستند، اما اینکه خودشان در شرایطی متفاوت از مردم قرار بگیرند، هرگز آن را نمی‌پذیرفتند.


جنگ ۱۲ روزه، یکی از مهم‌ترین مقاطع امنیتی جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر بود؛ جنگی که به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، تنها یک رویارویی نظامی میان ایران و رژیم صهیونیستی نبود، بلکه صحنه تقابل دو راهبرد متفاوت در منطقه به شمار می‌رفت. هرچند این جنگ با توقف درگیری‌ها پایان یافت، اما ابعاد سیاسی، امنیتی و راهبردی آن همچنان محل بحث و بررسی است؛ از چرایی آغاز جنگ و اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی گرفته تا نقش مردم، تدابیر رهبر شهید انقلاب و محاسباتی که به گفته مسئولان جمهوری اسلامی، در نهایت به شکست دشمن انجامید.

در همین زمینه با ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، به گفت‌وگو نشستیم. عزیزی در این مصاحبه با مرور ریشه‌های جنگ، از اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی، نقش مردم در برهم زدن محاسبات دشمن، مدیریت رهبر شهید انقلاب در روزهای نخست جنگ، مفهوم «شبه‌کودتا» و همچنین چشم‌انداز تقابل جمهوری اسلامی با دشمنان سخن می‌گوید.

جهان: از نگاه شما ریشه‌های جنگ ۱۲ روزه چه بود و چرا آمریکا و رژیم صهیونیستی تصمیم به آغاز این جنگ گرفتند؟
عزیزی: اگر بخواهیم جنگ ۱۲ روزه را درست تحلیل کنیم، باید قبل، حین و بعد از جنگ را کنار هم ببینیم. این جنگ را نمی‌توان جدا از روند انقلاب اسلامی، دستاوردهای آن، دشمنی آمریکایی‌ها و خباثت رژیم صهیونیستی تحلیل کرد. همچنین باید به آثاری که انقلاب اسلامی نه فقط برای ملت ایران، بلکه برای جهان اسلام و ملت‌های مظلوم به همراه داشته، توجه کرد. برای تحلیل این جنگ باید به طوفان‌الاقصی، عملیات‌های وعده صادق، موشک‌باران رژیم صهیونیستی و دکترین شهید حاج قاسم سلیمانی که معتقد بود امنیت ایران باید از راه دور تأمین شود، بازگردیم. مجموعه این عوامل، زمینه‌های شکل‌گیری جنگ ۱۲ روزه را فراهم کرد. آمریکایی‌ها وقتی دیدند نفوذشان در منطقه کاهش یافته، پروژه‌هایشان شکست خورده و جبهه مقاومت روزبه‌روز قدرتمندتر شده است، به دنبال متوقف کردن این روند بودند. طوفان‌الاقصی نیز نشان داد که اراده جبهه مقاومت تضعیف نشده و همین مسئله آنها را به سمت جنگ سوق داد.

جهان: آیا جمهوری اسلامی از آغاز جنگ غافلگیر شد؟
عزیزی: ما از آغاز جنگ ۱۲ روزه غافلگیر نبودیم. حداقل یک روز و حتی حدود ۱۰ تا ۱۵ ساعت پیش از آغاز حمله، برخی رده‌های اطلاعاتی کشور از وقوع آن اطلاع داشتند. اینکه شهیدان حاجی‌زاده، محرابی، ربانی و دیگر فرماندهان در محل مأموریت خود به شهادت رسیدند، نشان می‌دهد که در محل حضور داشتند و آماده مقابله بودند. البته آنچه پیش‌بینی نشده بود، حجم جنایت و رفتارهای خلاف همه قواعد جنگ بود؛ اینکه دشمن منازل مسکونی فرماندهان و دانشمندان را هدف قرار دهد و خانواده‌های آنان را نیز مورد حمله قرار دهد.

جهان: چه عاملی باعث شد دشمن نتواند به اهداف خود در جنگ ۱۲ روزه برسد؟
عزیزی: در روزهای نخست جنگ، ادبیات کشورهای غربی و اروپایی کاملاً متکبرانه بود. پیام می‌دادند که ایران محکوم به شکست است و باید تسلیم شود. اما از حدود روز نهم جنگ، همین ادبیات تغییر کرد و همان کشورها که تا دیروز از تسلیم سخن می‌گفتند، پیشنهاد میانجیگری و پایان درگیری را مطرح کردند. این تغییر لحن نشان می‌داد که محاسبات آنها به هم ریخته است. جنگ ۱۲ روزه زمانی پایان یافت که آمریکایی‌ها به این جمع‌بندی رسیدند رژیم صهیونیستی در باتلاقی گرفتار شده که ادامه آن می‌تواند به شکست کامل این رژیم منجر شود. به همین دلیل مستقیماً وارد میدان شدند، برخی مراکز هسته‌ای ما را هدف قرار دادند و سپس به دنبال آتش‌بس رفتند تا رژیم صهیونیستی را از آن وضعیت خارج کنند.

جهان: نقش رهبر شهید انقلاب در مدیریت جنگ ۱۲ روزه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
عزیزی: به اعتقاد من، مهم‌ترین عامل پیروزی جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲ روزه، تدابیر حکیمانه و مقتدرانه رهبر شهید انقلاب بود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که فرمانده کل سپاه، فرمانده هوافضا، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، رئیس سازمان اطلاعات و تعدادی از فرماندهان ارشد در یک مقطع به شهادت برسند، اما ظرف چند ساعت فرماندهان جدید منصوب شوند، ساختار فرماندهی دوباره شکل بگیرد و پاسخ‌های مقتدرانه به دشمن آغاز شود. این مدیریت و سرعت عمل، از مهم‌ترین عوامل پیروزی جمهوری اسلامی بود.

جهان: چرا با وجود شکست دشمن در جنگ ۱۲ روزه، آمریکا بار دیگر مسیر تقابل با جمهوری اسلامی را دنبال کرد؟
عزیزی: علت اصلی این بود که آمریکایی‌ها در جنگ ۱۲ روزه به هیچ‌یک از اهداف خود نرسیدند. آنها احساس کردند با آن شکست نمی‌توانند از صحنه خارج شوند و باید دوباره میدان جدیدی ایجاد کنند تا اهداف ناتمام خود را دنبال کنند. در جنگ ۱۲ روزه سه هدف اصلی را دنبال می‌کردند؛ تسلیم، تجزیه و براندازی. هیچ‌یک از این اهداف محقق نشد. اما مهم‌ترین اشتباه آمریکایی‌ها، محاسبه غلط درباره مردم ایران بود. آنها تصور می‌کردند با آغاز جنگ، مردم ناراضی به خیابان‌ها خواهند آمد و همزمان با فشار خارجی، آشوب داخلی نیز شکل خواهد گرفت. اما دقیقاً عکس این اتفاق افتاد. آغاز جنگ همزمان با ایام غدیر بود و مردم در تهران و بسیاری از استان‌های کشور به میدان آمدند، اما نه برای همراهی با دشمن، بلکه برای حمایت از انقلاب اسلامی و ارزش‌های نظام. همین حضور مردم، تمام محاسبات آمریکا و رژیم صهیونیستی را بر هم زد. آنها فکر می‌کردند می‌توانند جنگ خارجی را با آشوب داخلی پیوند بزنند، اما مردم در حمایت از انقلاب حضور پیدا کردند و در کنار پاسخ قاطع نیروهای مسلح، پروژه دشمن با شکست روبه‌رو شد.

جهان: رهبر شهید انقلاب حوادث دی‌ماه را «‌کودتا» نامیدند. از نگاه شما چرا این تعبیر را به کار بردند؟
عزیزی: وقتی از کودتا صحبت می‌کنیم، منظور صرفاً یک ناآرامی یا اغتشاش نیست. در حوادث دی‌ماه، مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ با هدف ضربه زدن به ارکان نظام طراحی شده بود. دشمن تلاش می‌کرد با استفاده از فشارهای خارجی، عملیات روانی، اقدامات تروریستی و فعال کردن برخی عناصر داخلی، شرایطی را ایجاد کند که کشور دچار بی‌ثباتی شود. به همین دلیل رهبر شهید انقلاب از تعبیر «کودتا» استفاده کردند. این یک پروژه طراحی‌شده بود که هدف آن ایجاد تغییر در ساختار و ارکان نظام جمهوری اسلامی بود، اما با حضور مردم، هوشیاری دستگاه‌های امنیتی و اقدامات نیروهای مسلح، این پروژه در همان مراحل اولیه با شکست مواجه شد.

جهان: به نظر شما مهم‌ترین دلیل ناکامی این پروژه چه بود؟
عزیزی: مهم‌ترین اشتباه دشمن، شناخت نادرست از ملت ایران بود. آنها تصور می‌کردند مردم در شرایط سخت اقتصادی و فشارهای خارجی، در مقابل نظام قرار می‌گیرند و با اقدامات آنها همراه می‌شوند. اما ملت ایران بار دیگر نشان دادند که در بزنگاه‌های حساس، میان مشکلات و اصل انقلاب اسلامی تفاوت قائل هستند. همان مردمی که ممکن است مطالبه و گلایه داشته باشند، وقتی پای استقلال، امنیت و تمامیت ارضی کشور به میان می‌آید، در کنار نظام می‌ایستند. این همان چیزی بود که دشمن نتوانست آن را درست محاسبه کند و همین مسئله باعث شد تمام طراحی‌هایش با شکست روبه‌رو شود.

جهان: نقش نیروهای مسلح در عبور کشور از این مقطع را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
عزیزی: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در این مقطع، با آمادگی، انسجام و هماهنگی مثال‌زدنی عمل کردند. آنچه اهمیت داشت، فقط توان رزمی نبود؛ بلکه سرعت تصمیم‌گیری، هماهنگی میان بخش‌های مختلف و اجرای دقیق مأموریت‌ها بود. تجربه نشان داد که ساختار دفاعی جمهوری اسلامی به سطحی از بلوغ رسیده که حتی در سخت‌ترین شرایط نیز می‌تواند با سرعت خود را بازسازی کند و پاسخ لازم را به دشمن بدهد. همین آمادگی و انسجام، یکی از عوامل اصلی ناکامی دشمن بود.

جهان: با توجه به این تجربه، مهم‌ترین پیام این تحولات برای آمریکا و رژیم صهیونیستی چیست؟
عزیزی: آمریکایی‌ها و رژیم صهیونیستی بار دیگر با این واقعیت روبه‌رو شدند که محاسباتشان درباره جمهوری اسلامی نادرست است. آنها تصور می‌کردند می‌توانند با فشار نظامی، عملیات روانی و تحریک برخی جریان‌ها، ملت ایران را از نظام جدا کنند، اما نتیجه کاملاً برعکس شد.
ملت ایران نشان داد که در برابر تهدید خارجی، متحدتر می‌شود و نیروهای مسلح نیز ثابت کردند که از آمادگی لازم برای دفاع از کشور برخوردارند. این تجربه برای دشمن یک درس مهم بود؛ اینکه جمهوری اسلامی را نمی‌توان با محاسبات گذشته تحلیل کرد و هرگونه خطای محاسباتی، هزینه‌های سنگینی برای آنها خواهد داشت.

جهان: به نظر شما چرا جمهوری اسلامی در آن مقطع آتش‌بس را پذیرفت؟ آیا این تصمیم از موضع ضعف بود یا اقتدار؟
عزیزی: آتش‌بس زمانی معنا دارد که طرف مقابل به این جمع‌بندی برسد که ادامه جنگ به نفع او نیست. آمریکایی‌ها و رژیم صهیونیستی وقتی دیدند به اهداف خود نرسیده‌اند و ادامه درگیری می‌تواند خسارت‌های بیشتری به آنها وارد کند، به دنبال توقف جنگ رفتند. جمهوری اسلامی از موضع ضعف وارد این موضوع نشد؛ برعکس، آنچه دشمن را به سمت آتش‌بس سوق داد، شکست در دستیابی به اهدافش و مشاهده توان و اراده جمهوری اسلامی بود.

جهان: به نظر شما جمهوری اسلامی توانست در جنگ رمضان بازدارندگی لازم را ایجاد کند؟
عزیزی: امروز ظرفیت و توان نیروهای مسلح ما روزبه‌روز در حال توسعه و افزایش است. من معتقدم دیگر فقط از قدرت بازدارندگی صحبت نمی‌کنیم؛ بلکه به مرحله «پشیمان‌سازی» رسیده‌ایم. یعنی هر دشمنی که بخواهد علیه جمهوری اسلامی اقدامی انجام دهد، باید از قبل بداند که هزینه‌ای بسیار سنگین خواهد پرداخت و از اقدام خود پشیمان خواهد شد.


جهان: با توجه به تجربه جنگ اخیر، احتمال آغاز دوباره یک جنگ تمام‌عیار را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
عزیزی: آمریکایی‌ها ضربات سختی خوردند؛ ضرباتی که شاید هرچه زمان بگذرد، بیشتر به عمق آن پی ببرند. آنها باور نمی‌کردند پایگاه‌هایشان در منطقه هدف قرار بگیرد، باور نمی‌کردند جنگ به سطح منطقه‌ای کشیده شود و تصور نمی‌کردند جمهوری اسلامی با چنین قدرتی پاسخ دهد. دیدند که تهدید بستن تنگه هرمز صرفاً یک شعار نبود و جمهوری اسلامی هر وعده‌ای که می‌دهد، بر آن پایبند است؛ به همین دلیل هم نام عملیات‌های خود را «وعده صادق» گذاشته است.
با این حال، ما هیچ‌گاه نباید دشمن را دست‌کم بگیریم. دشمنی آمریکا و رژیم صهیونیستی با جمهوری اسلامی، یک دشمنی مقطعی نیست؛ این یک دشمنی وجودی و جوهری است. بنابراین نیروهای مسلح باید همواره آمادگی خود را حفظ کنند، توان رزمی را افزایش دهند و در همه حوزه‌ها پیشرفت داشته باشند. اینکه دشمن ضربه خورده، نباید باعث شود تصور کنیم از دشمنی خود دست برمی‌دارد. باید همیشه آماده باشیم و با همین نگاه، قدرت دفاعی و تهاجمی کشور را بیش از گذشته تقویت کنیم.

جهان: اگر بخواهید مهم‌ترین میراث رهبر شهید انقلاب برای آینده جمهوری اسلامی را در یک جمله بیان کنید، چه خواهید گفت؟
عزیزی: از نخستین روزهای هدایت نظام اسلامی، رهبر شهید با نگاه عمیق، شجاعت، اقتدار و آینده‌نگری، ظرفیت‌های بزرگی را برای کشور ایجاد کردند. اگر این ظرفیت‌ها به‌درستی و در مسیر تبعیت از اندیشه‌های انقلاب اسلامی به کار گرفته شود و نگاه‌های بخشی و جزیره‌ای کنار گذاشته شود، می‌تواند کشور را از هر چرخه‌ای که به آن آسیب می‌زند، دور نگه دارد. امروز اگر ملت ایران در سوگ رهبر شهید خود نشسته است، این سوگواری با روحیه مقاومت و انتقام از دشمن همراه است. خون رهبر شهید، همانند خون دیگر شهیدان انقلاب، می‌تواند عامل انسجام، اقتدار و پیروزی‌های بزرگ‌تر برای ملت ایران باشد.

جهان: در پایان اگر بخواهید خاطره‌ای از رهبر شهید انقلاب نقل کنید که بیش از هر چیز منش و شخصیت ایشان را نشان دهد، چه خاطره‌ای در ذهن دارید؟
عزیزی: یک خاطره را با واسطه از شهید پاکپور نقل می‌کنم. ایشان می‌گفت خدمت رهبر شهید رسیدم و عرض کردم محلی که شما در آن زندگی می‌کنید، از نظر امنیتی مناسب نیست و ممکن است آسیب‌پذیر باشد. پیشنهاد کردم به مکانی امن‌تر یا پناهگاهی که شرایط حفاظتی بهتری دارد منتقل شوید.
ایشان در پاسخ فرمودند: «فکر می‌کنی می‌توانی مرا به جایی ببری که همه مردم هم بتوانند آنجا باشند؟ همه مردم پناهگاه دارند؟ همه مردم زیرزمین یا جای امن دارند؟» وقتی عرض شد که چنین امکانی برای همه مردم وجود ندارد، فرمودند: «پس چه توقعی دارید من در شرایطی غیر از شرایطی که مردم زندگی می‌کنند، زندگی کنم؟ اگر فکر می‌کنید من حاضر می‌شوم به جایی بروم که برای من امن باشد، اما مردم چنین امکانی نداشته باشند، باید بگویم اشتباه می‌کنید. من چنین کاری نخواهم کرد.» البته تأکید داشتند که در موضوعات تاکتیکی، پدافند غیرعامل و جابه‌جایی‌هایی که ضرورت عملیاتی داشته باشد، با نظر کارشناسان همراه هستند، اما اینکه خودشان در شرایطی متفاوت از مردم قرار بگیرند، هرگز آن را نمی‌پذیرفتند.

 

این نگاه، شخصیت رهبر شهید را به‌خوبی نشان می‌دهد؛ رهبری که خود را جدا از مردم نمی‌دانست و حاضر نبود امنیت و آسایشی داشته باشد که مردم از آن برخوردار نیستند. امروز ملت ایران در سوگ چنین رهبری نشسته‌اند؛ سوگواری‌ای که البته با روحیه ایستادگی و انتقام از دشمن همراه است. به اعتقاد من، خون رهبر شهید نیز همچون دیگر شهدای انقلاب، عامل انسجام، اقتدار و پیروزی‌های بیشتر برای ملت ایران خواهد بود.

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

اطلاعات بیشتر در مورد قالب های ورودی