حجت الاسلام رهنمائي: ولايتمداري يعني ملازمت با ولايت همراه با رغبت

تبيين: يك استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اين كه نبايد كسي براي خود شأني در مقابل شأن ولي فقيه قائل باشد، ادامه داد: البته معناي ملازمت داراي لطافت خاصي هم هست، مسئولين بايد با ميل و رغبت با ولايت، همراهي كنند و از وي تبعيت داشته باشند نه پيروي آنها از ترس از دست دادن منصب و مقام نباشد.
عضو هيئت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در گفتگو با خبرنگار تبيين، با اشاره به نقش علماء در خلق حماسه سياسي اظهار داشت: قبل از پيروزي انقلاب و پس از آن در دوره زماعت امام(ره) و رهبري همه دنيا متوجه هستند كه روحانيت همواره در زمينههاي مختلف اجتماعي احساس مسئوليت كرده و سبب خلق حماسههاي زيادي شده است و البته امروز اوضاع و احوال جهان و كشور، حضور حماسي مردم را ميطلبد.
دكتر سيد احمد رهنمايي با اشاره به اين كه افراد تأثيرگذار در جامعه ميتوانند سبب خلق حماسه سياسي در جامعه شوند، اظهار داشت: از جملهي اين افراد روحانيون هستند، لذا از يك طلبه ساده گرفته تا علماء ميتوانند در تحقق حماسه سياسي سهيم باشند. لذا هر كس به اندازهي وسع وجودي خودش از خانواده گرفته تا محله و مجموعههاي انساني بزرگتر را ميتواند مورد تأثير قرار دهد.
وي با اشاره به لزوم تحقق حماسه سياسي اظهار داشت: بايد فراتر از مرزهاي نظام جمهوري اسلامي بينديشيم، چرا كه در آينده كشورهاي زيادي در اردوگاه نظام اسلامي قرار ميگيرند و اين در گرو حضور حماسي مردم در چنين صحنههايي است.
دكتر رهنمايي با اشاره به اين كه امام(ره) و مقام معظم رهبري در سطح كشورهاي اسلامي الگو و محبوب هستند، اظهار داشت: تلاش دشمن براي قلع و قمع جوامع اسلامي، دليلي نميتواند داشته باشد مگر اين كه قدرت سياسي نظام اسلامي را احساس كند.
وي افزود: حماسه سياسي واقعي زماني است كه امت اسلامي تشكيل شود و اين به لطف خدا تشكيل خواهد شد كه نقطه شروع آن ايران و توسط علماي ايران است. لذا هر روحاني در هر موقعيت نسبت به اين مسأله بايد حساسيت داشته باشد و به دنبال ايفاي نقش خود در تحقق حماسه باشد.
اين استاد حوزه و دانشگاه در پاسخ به سؤال خبرنگار تبيين مبني بر اين كه انتخاب يك رئيس جمهور و كانديداي اصلح تا چه ميزان در پيشبرد اين الگو مؤثر خواهد بود، اظهار داشت: مهمترين نكته اين است كه همه مسئولين اجرايي، سياسي كشور، زماني كار و تلاششان ارزش داشته و مقبول و مشروع خواهد بود كه ولايتمدار باشند، لذا هر كس به ميزان ولايتمدارياش، مورد پذيرش انقلاب است.
وي با اشاره به فرازي از دعاي صلوات شعبانيه، يكي از شاخصههاي اصلح براي قبول مسئوليت را ولايتمداري دانست و خاطر نشان كرد: فرد ولايتمدار كسي است كه نه از ولايت جلو بزند و نه از آن عقب بماند. بلكه ملازم و همراه با ولايت گام بردارد.
حجت الاسلام رهنمايي با اشاره به معناي ملازمت ادامه داد: اولاً اين كه يك مسؤول در خصوص مسائلي كه مسئوليت و اختيار آن متوجه ولايت فقيه است، نبايد ورود پيدا كند، مثلاً مسائلي چون مذاكره با آمريكا و يا برخي مصلحت سنجيها كه بر عهده ولي فقيه است و رهبري ميتواند در اين زمينه تصميمگير باشد و نه مسئولان ديگر و ثانياً در برخي مسائلي كه حتي در حيطه مسئوليت آنهاست و بنا به مصالحي، ولي فقيه در آن خصوص ورود پيدا ميكند، تابع ولايت فقيه باشند.
به عنوان نمونه عزل و نصب وزراء و معاون اول هر چند در حيطه اختيارات رئيس جمهور است و يا در دوره دوم خرداد بحث اصلاح قانون مطبوعات يا كنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان كه از سوي غربيها تحميل شده بود، هر چند از وظايف مجلس است، اما ولي فقيه بنابر مصالحي ورود پيدا ميكنند كه مسئولان بايد در اين زمينه تابع نظر ولي فقيه باشند و در اين صورت است كه ملازم با ولايت هستند.
وي با اشاره به اين كه نبايد كسي براي خود شأني در مقابل شأن ولي فقيه قائل باشد، ادامه داد: البته معناي ملازمت داراي لطافت خاصي هم هست، مسئولين بايد با ميل و رغبت با ولايت، همراهي كنند و از وي تبعيت داشته باشند نه پيروي آنها از ترس از دست دادن منصب و مقام نباشد.
حجت الاسلام رهنمايي در پاسخ به سئوال خبرنگار تبيين، مبني بر اين كه گاه مطرح ميشود، شخصي مانند علامه مصباح يزدي در دورهاي از شخصي حمايت كردند كه البته وي مشكلاتي را به وجود آورد، لذا بهتر است درعرصه سياسي ورود پيدا نكنند، اظهار داشت: اولاً اين كه در آن زمان، شخص مورد حمايت ايشان، خيرالموجودين بود و اتفاقاً حضور وي با پيشرفتها و بركات بسياري نيز همراه بود، اما انسان قابل تحول است و اگر انساني متحول شد و از مسير خودش منحرف شد، دليل بر اين نيست كه وي از ابتداء صلاحيت نداشته و حمايت از وي صحيح نبوده است.
وي افزود: تحولات در درون انسان هميشه وجود داشته است و حتي گاهي حضرت علي(ع) كه معصوم است، اشخاصي را براي انجام كاري منصوب ميكردند كه آن فرد مشكلساز ميشده و از مسير حق منحرف ميشده است، آيا صحيح است كه گفته شود حضرت علي(ع) نيز ديگر نبايد شخص ديگري را منصوب ميكردند.
عضو هيئت علمي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) ادامه داد: ثانياً اين كه اگر شخص مورد حمايت علامه مصباح، بعدها دچار تحولي شده است، دليل نميشود كه ايشان اگر دوباره حضور درعرصه و معرفي فردي را وظيفه دانستند، به وظيفه خود عمل نكنند. چرا كه ملاك عمل، انجام وظيفه است و اگر شخص برخود وظيفه ببيند كه شخصي را به عنوان اصلح معرفي كند، بايد به تكليف خود عمل كند و اگر چنين تكليفي براي خود نديد، چنين نميكند.
لذا در دوران انقلاب اسلامي نيز خيلي از افراد كه در انقلاب نقش بسزايي داشتند و حتي امروز از مراجع تقليد هستند، افرادي را معرفي كرده و مردم را تشويق به انتخاب آنها كردند و همانها كساني شدند كه فتنههايي از آنان سر زد و آفتهايي براي نظام داشتند. آيا اين دليل ميشود كه علماء ديگر حق ندارند كسي را معرفي كنند ؟
وي با اشاره به اين كه ملاك وظيفه شناسي است، اظهار داشت: يعني اگر كسي احساس وظيفه كرد كه به بحث انتخابات وارد شده و حتي شخصي را معرفي كند، بايد به وظيفه خود عمل كند. لذا اگر كسي مانند آيت الله مصباح كه درد انقلاب و نظام را چشيده و براي آن دل ميسوزاند، تكليفي را در خصوص اين نظام ببيند، به وظيفه خود عمل ميكند.
حجت الاسلام دكتر رهنمايي افزود: جمله " به ما ربطي ندارد " در فرهنگ علماي بصير معنا ندارد، بلكه همواره در هر شرايطي يك عالم با بصيرت به دنبال شناخت تكليف و انجام به وظيفه است.
وي در ادامه خاطر نشان كرد: به نظر ميرسد نه تنها اين اشكال وارد نيست، بلكه اگر كسي به چنين عالمي برخورد كرد كه به قدري شجاعت و شهامت دارد كه عليرغم همه هجمهها و تبليغات عليه وي، خود را نباخته و در صحنه باقي ميماند، بايد از او درس بگيرد.
وي در پايان اظهار داشت: حضرت امام(ره) نيز سالهاي زيادي، مسئوليت برپايي نظام اسلامي و زعامت امت اسلامي را بر عهده گرفتند، مگر در اين سالها، همه كارها بر اساس آن چه امام(ره) ميخواست و يا تدبير ميكرد، صورت ميگرفت ؟ اما تبعيدها و حتي مخالفتهاي علماي بزرگ با ايشان و ساير مشكلات سبب نشد كه ايشان دست از عمل به وظيفه بردارد و اين عمل به وظيفه و كوتاه نيامدن از آن در هر شرايطي بايد براي ما به عنوان ملاك قرار گيرد.
انتهاي پيام/




























ارسال کردن دیدگاه جدید