حجت الاسلام روانبخش:نفوذ مجدد فراماسونری در دولت!

سخنان آيتالله مصباح يزدي درباره شکلگيري فراماسونري در کشور و خطر فراگيري اين فتنه، نخبگان و بسياري از رسانهها را به تأمل و تحليل واداشته است.
به گزارش تبيين، سخنان آيتالله مصباح يزدي درباره شکلگيري فراماسونري در کشور و خطر فراگيري اين فتنه، نخبگان و بسياري از رسانهها را به تأمل و تحليل واداشته است.ايشان درباره اين خطر تصريح ميکند: «خطري كه من احساس ميكنم شديدترين خطري است كه تاكنون اسلام را تهديد كرده است و آن هم از سوي نفوذيهايي است كه در بين خوديها در حال رشد هستند.» درباره اين هشدار مهم، بيان نکاتي را ضروري ميبينيم:
1. نفوذ دادن عناصر منحرف در دولت و نظام، همواره از استراتژيهاي مهم دشمن بوده است و هانتينگتون آن را در کتاب موج سوم بهعنوان استراتژي ايالات متحده آمريکا به سردمداران کاخ سفيد و همفکرانش توصيه ميکند. متاسفانه طي 32 سال دوران طلايي انقلاب اسلامي بارها اين اتفاق شوم افتاده و ضربات سنگيني به نظام وارد شده است که شهادت شهيدان بهشتي، رجايي، باهنر و... را ميتوان بخش کوچکي از آن دانست. صاحب اين قلم در سال 85 طي مقالهاي در همين هفته نامه با عنوان «مراقب نفوذيها باشيم» درباره خطر نفوذ در دولت نهم هشدار داد و از رئيس جمهور محترم خواست در برابر اين پديده شوم مراقبت بيشتري داشته باشند.
البته اين هشدار در ديدارهاي خصوصي نيز به ايشان داده شد و حتي با اين تعبير که مواظب بهزاد نبوي دولتتان باشيد به ايشان گفتيم درباره جان شما نيز احساس خطر ميکنيم. هشدارهاي استاد مصباح نسبت به اين خطر طي سالهاي اخير افزايش يافت و در چندين ماه گذشته، ايشان بارها درباره خطر نفوذ جريان فراماسونري در دولت هشدار داده است. انتشار مقالاتي در هفته نامه پرتو درباره فراماسونري طي ماههاي گذشته در همين راستا توجيه ميشود. ايشان شعارهاي مطرح شده از سوي برخي عناصر را مشابه شعارها و مباني فراماسونها ميداند که انشاء ا... در شمارههاي آينده به آن ميپردازيم.
2. جريان نفوذي هميشه يکسان نيست. گاه براي ترور شخص و اشخاص نفوذ ميکند؛ چنانکه در حادثه 7 تير و 8 شهريور سال 60 اتفاق افتاد و زماني براي ترور فکر و انديشه و ايجاد انحراف در نظام، چنانکه در دولتهاي آقاي هاشمي و خاتمي رخ داد و اکنون در دولت دکتر احمدي نژاد نيز در حال وقوع است. روشن است که مواضع آقاي هاشمي رفسنجاني در ابتداي انقلاب با مواضعي که در دوران رياست جمهورياش اتخاذ ميکرد و اکنون به اوج آن رسيده است يکسان نيست؛ او به تدريج از هاشمي 57 به هاشمي 2005 تبديل شد و کارش به جايي رسيد که با آن همه سوابق، از چشم بسياري از مردم و خواص با بصيرت افتاد به طوري که ديگر فضا براي حضور وي در مراسم نماز جمعه مناسب نيست و در ميان خبرگان نيز با افول جايگاه مواجه شد. با نگاهي به پرونده قطور وي در دولتهاي پنجم و ششم اين سير تدريجي ديده ميشود.
نفوذ جريان فراماسونري و روشنفکران ديني در نهاد رياست جمهوري و تاسيس مرکز بررسيهاي استراتژيک با رياست تاجيک نقطه آغاز اين حرکت بود. اين مرکز که با بودجه رياست جمهوري و با حضور افرادي مانند حجاريان، بهزاد نبوي، محسن آرمين، عباس عبدي، آغاجري، عليرضا علويتبار و حسين بشيريه فعاليت خود را آغاز کرد، با پروژهاي بهعنوان «توسعه سياسي» يا «نوسازي سياسي» فعاليت گستردهاي در راستاي دينزدايي و مليگرايي رقم زد که حاصل آن در مجله کيان به چاپ ميرسيد و بر اساس ادعاي آقاي حجاريان، عضو حلقه كيان، مقرر شده بود «آنچه در آن مركز انجام شد، مسؤولان وقت آن را اجرا كنند.»
سروش که آن روزها ميداندار اصلي اين جريان بود از شاگردان «پوپر» فراماسون معروف است که خود و پدرش در سلک فراماسونها قرار داشتند. اين روند دين زدايي و ناسيوناليسم ايراني با شعار «ايران براي همه ايرانيان» در دولت آقاي خاتمي به اوج خود رسيد و دکتر سروش رسما بهعنوان تئوريسين و مغز متفکر جريان اصلاحات معرفي شد و از سوي غربيها مورد حمايتهاي خاص قرار ميگرفت. با پيروزي دکتر احمدي نژاد فراماسونها و روشنفکران ديني وابسته به غرب به گوشه عزلت خزيدند و از دولت نهم رانده شدند. به همين دليل ميتوان اين دوران را دوران طلايي انقلاب ناميد که ايران اسلامي به پيشرفتهاي مهمي دست يافته است. اکنون هشدار آيتا... مصباح اين است که فراماسونها که همواره ابتدا به صورت پوششي و به صورت کاملاً غير محسوس عمل ميکنند با شعارهاي پر رنگتر از دولت نهم در دولت نفوذ کرده و در کنار شعارهاي ديني، به ترويج ناسيوناليسم، باستان گرايي، اومانيسم و... مشغول ميشوند خطر آن است که در آينده نه چندان دور، با غلبه گفتمان فراماسونري شاهد فتنهاي جديد و به شکلي ديگر باشيم. اميدواريم رئيس جمهور محترم هشدار آيتا... مصباح را که بي ترديد از سر دلسوزي و محبت است، جدي بگيرند و از اين فتنه خطرناک قبل از وقوع و فراگيري جلوگيري کنند و نگذارند محبوبيت و نام نيکي که در سايه زحمات طاقت فرسا برايشان حاصل شده از کف برود.
3. ممکن است اين سؤال مطرح شود که چرا جناب استاد، اين خطر را بزرگترين خطر براي انقلاب ميدانند؟ مگر در گذشته اينگونه شعارهاي ملي گرايانه و ضد ديني به وفور وجود نداشت؟ شايد يکي از دلايلش اين باشد که در دولت خاتمي گرچه لباس روحانيت بر اندام وي بود ولي مردم او را يک روحاني واقعي نميدانستند؛ در حالي که دولت احمدينژاد يک دولت اصولگرايي محسوب ميشود که با شعار دولت اسلامي و حمايت متدينان سر کار آمده و بارها مورد حمايت خاص مقام معظم رهبري قرار گرفته است. از اين رو نفوذ در چنين دولتي و تغيير گفتمان آن ميتواند به مراتب خطرناکتر از فتنه دولت اصلاحات باشد؛ از اين رو چنانچه اين حرکت انحرافي را به موقع خنثي نکنيم ممکن است خطر فراگير شود.
4. پس از موضعگيري آيتا... مصباح، برخي شکست خوردگان انتخابات دهم و حاميان فتنه 88 طي مقالاتي کوشيدند اينگونه وانمود کنند که آيتا... مصباح به اشتباه خود اعتراف کرده و آنها که طي سالهاي متمادي به مخالفت با دولت پرداخته و از ديگران حمايت کردهاند حقايق را زودتر فهميده و پيشبيني کردهاند! درباره اين تحليلهاي مضحک بايد گفت اولاً حمايت بزرگاني مانند آيتا... مصباح از افراد در چارچوب حزب و جريان سياسي نيست، بلکه در چارچوب دين و ارزشهاي الهي و خدمت بيشتر به مردم است. بنابراين هر نامزدي که در اين ويژگيها سرآمدتر از ديگران باشد اصلح دانسته ميشود.
بي ترديد آقاي احمدي نژاد در ميان نامزدهاي انتخابات نهم و دهم اصلح بود و نه تنها آن روز بلکه امروز نيز با رقيبانش قابل مقايسه نميباشد. بي ترديد کساني که با انگيزه ديني (نه حزبي) از شخصي حمايت ميکنند، تا وقتي حمايتشان باقي است که آن مسؤول بر آن ويژگيها پايبند باشند و هر اندازه افراد از اصول فاصله بگيرند به همان اندازه از حمايتشان کاسته ميشود و قطعا نسبت به آن موارد اشتباه نيز حمايتي نخواهند داشت. اين همان روح سخن حضرت امام است که ميزان را وضع فعلي افراد دانستند. ولي کساني که با انگيزه حزبي يا شخصي از نامزدي حمايت ميکنند ميکوشند تا آخرين لحظه حتي پس از مسؤوليت وي به حمايتشان ادامه دهند، هر چند اشتباهات فاحشي از او سر بزند و درجهت براندازي نظام اسلامي نيز تلاش کند! ثانياً اگر بخواهيم اين سخن کساني که به جاي انتقاد درصدد انتقامند را ملاک قرار دهيم همين اشکال را بايد نسبت به پيامبر(ص) و امام علي(ع) و نيز حضرت امام(ره) که از افرادي تعريف و حمايت کرده و آن افراد در برههاي اشتباهات فاحشي مرتکب شدهاند نيز وارد بدانند. آيا به اين تبعات سخنشان ملتزم ميشوند؟! به هر حال اميدواريم آقاي رئيس جمهور در يک اقدام انقلابي با حذف برخي اشخاص مسألهدار به همه اين حرف و حديثها پايان دهد و همچنان بهعنوان يکي از بهترين مسؤولان پس از انقلاب باقي بماند
.منبع"وبلاگ قاسم روانبخش"




























ارسال کردن دیدگاه جدید