سخنان مهم دكتر سليماني در مورد حضرت زينب(س)، معناي بصيرت و ولايتمداري

تبيين: دكتر جواد سليماني اميري ضمن تبيين ويژگي هاي شخصيتي حضرت زينب(س) به درسهايي كه بايد از ايشان آموخت اشاره كرد و به تبيين معناي صحيح بصيرت و تبعيت از ولي پرداخت.

عضو هيئت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در گفتگو با خبرنگار تبيين، با اشاره به اينكه در خصوص زندگاني حضرت زينب(س) قبل از واقعه عاشورا، اخبار اندكي وجود دارد، ادامه داد: غالبا نقل هاي مورخين در مورد دوران كودكي ائمه(ع) و فرزندانشان، كم است، اما با توجه به گزاره هاي وارد شده در خصوص حضرت زينب(س)، نكات مهمي قابل استخراج و استفاده است.

وي با اشاره به اينكه شخصيت هاي بزرگ و تأثيرگذار مي توانند اثرهاي مهمي در تاريخ بگذارند، اظهار داشت: حضرت زينب(س) يك شخصيت معمولي نبود و لذا با مواضع و خطبه هاي خود، پس از واقعه عاشورا، بسيار در تاريخ اثر گذار بود. همانگونه كه در مورد حضرت ابوالفضل(ع) تا قبل از واقعه عاشورا، نقل هاي اندكي وجود دارد، اما با يك عمل خود در تاريخ، دل هاي بسياري از آزادگان را جلب كرد و تأثير عميقي از خود بر جاي گذاشت.

دكتر جواد سليماني اميري به ويژگي هاي حضرت زينب(س) اشاره و اولين ويژگي را روحيه مبارزه و مقاومت در ايشان ذكر و خاطر نشان كرد: بعد از رحلت رسولخدا(ص)، حضرت زينب كبري(س) در همه مبارزات حضرت زهرا(س)، حضرت علي(ع)، امام حسن(ع) در كنار آنها حضور داشته و روحيه مبارز بودن و مقاومت را كسب كرده و حتي  در واقعه عاشورا در حاليكه بيش از 55 سال سن، دارد، تمام قد در صحنه مبارزه عليه ظلم حاضر مي شود و همين حضور، سبب آشنايي كامل ايشان با مسائل سياسي و اجتماعي شد؛ به گونه اي كه افراد و جريان ها را به خوبي شناخته و مي توانستند در زمان هاي دشوار، مسير حق را تشخيص دهند.

وي علم لدني و معرفت بالاي حضرت زينب(س) را دومين ويژگي حضرت زينب(س) برشمرد و با اشاره به سخن امام سجاد(ع) اظهار داشت: ايشان عالمه اي بود كه از كسي تعليم نديده و فهيمه اي بود كه فهم خود را از انسان ديگري به دست نياورده بود.

اين نويسنده و پژوهشگر با اشاره به نقل هاي تاريخي در مورد حضرت زينب(س) اظهار داشت:  بنا بر نقلي ايشان درس تفسير مي داد و حتي حروف مقطعه را نيز تفسير مي كرد، در حاليكه همه مفسران اين حروف را از رموز قرآن دانسته و از تفسير آن عاجزند . لذا نشان مي دهد كه علم حضرت زينب(س) معمولي نبود.

وي با بيان اينكه تجربه مبارزاتي و داشتن علم لدني از حضرت زينب(س) شخصيتي ساخته بود كه توانست به عنوان تكيه گاه و پشتوانه اي براي امام حسين(ع) قرار گيرد، اظهار داشت: در واقع حضرت زينب(س)، نسخه ديگري از حضرت زهرا(س) است كه نه تنها در عرصه سياسي و اجتماعي پشتوانه علي(ع) بود، بلكه اميرالمومنين (ع) در برخي مجادلات و مبارزات علمي از ايشان كم گرفته و بهره مي جست.

عضو هيئت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) با بيان اينكه حضرت زهرا(س) بعد از رحلت پيامبر(ص)، اسلام منهاي امامت يا به عبارت ديگر اسلام منهاي روحانيت را تخطئه كرد، افزود: در واقع حضرت زينب(س) نيز چنين نقشي را براي امام زمان خويش ايفا كرد و در زمينه رهبري شيعه و رساندن پيام ابي عبدالله(ع) نقش بسزايي داشت.

وي ويژگي سوم حضرت زينب را بصيرت فوق العاده ايشان دانست و خاطر نشان كرد:  زماني حضرت زينب(س) به همراهي امام زمان خويش در واقعه عاشورا پرداخت كه بسياري از اصولگرايان و مدعيان پيروي از خط ولايت، امام حسين(ع) را همراهي نكردند، و با اين استدلال كه جنگ امام حسين(ع) به شهادت ختم مي شود و با توجه به بازگشت دوباره جاهليت ، بعيد است كه اين شهادت مايه بيدار شدن جامعه شود، ولي خدا را تنها گذاشتند.

وي ادامه داد: حضرت زينب(س) در حاليكه حتي برخي از بني هاشم و حتي همسرش عبدالله بن جعفر، ولي خدا را همراهي نكردند،  به پيروي از ولي خدا پرداخته و مسير حق را انتخاب كرده و با دو فرزند خود، وارد صحنه معركه مي شود كه اين نشان از بصيرت بالاي ايشان دارد.

دكتر سليماني ادامه داد: حضرت زينب(س) با بصيرت بالاي خود مي دانست كه بعد از شهادت حضرت ابي عبدالله(ع)، امام زمانش يعني امام سجاد(ع) نمي تواند بنا بر مصالحي سخن بگويد، چرا كه احتمال كشته شدنش وجود دارد، از اين رو مانند سپري در مقابل امام زمان خود ايستاده و به سخنراني و خطبه خواني به جاي امام مي پردازد تا زماني كه امامش مجال سخن گفتن بيابد. والبته به محض اينكه يزيد رسوا شده و به نوعي ابن زياد را مسبب اين فجايع عنوان مي كند و لذا امام زمانش مجال سخن گفتن مي يابد، دوباره سكوت كرد و از همين رو دوره بعد از آن نيز ديگر آن چنان ، نقل هاي تاريخي از ايشان وجود ندارد.

وي حضرت زينب(س) را سخنگو و پيام رسان نهضت سيدالشهدا(ع) دانست و ادامه داد: ايشان اين رسالت را از همان روز يازدهم محرم آغاز كرد و وقتي كنار قتلگاه آمد، صدا زد: " يا رسول الله يا جداه صلي عليك ملائكه السماء هذا حسينك مرمل بالدماء....." به گونه اي كه دوست و دشمن همگي اشك ريخته و گريه كردند.

اين استاد حوزه و دانشگاه افزود: زينب(س) با همين سخن ساده خود، خيلي از مسائل را برملا و روشن كرد. اولا رسول خدا را كه نقطه مشترك اعتقاد طرفين بود صدا زده و بلافاصله انتساب خود را با ايشان ذكر مي كند تا وجدان كساني كه به جنگ با پسر رسولخدا رفتند را بيدار كرده و از طرفي سبب شود تبليغات سوء بني اميه مبني بر خارجي خواندن آنها، بي اثر شود. جمله بعد نيز ناظر به حقانيت وحي و آسماني بودن دين است، آن هم در زماني كه كم كم يزيد در حال انكار رسالت پيامبر (ص) و دين بود. در ادامه نيز به نسبت نزديك ابي عبدالله(ع) با پيامبر اشاره مي كند كه لشگريان او را قطعه قطعه كرده اند و به آنها يادآوري مي كند كه جنگ آنها، قيامي عليه آل رسولخدا(ص) بوده و كاروان اسرا نيز دختران رسولخدا هستند.

وي ادامه داد: حضرت زينب(س) دركوفه و در حاليكه وجدان كوفيان را بيدار مي كرد، با خطبه به سرزنش آنها پرداخت. در شام نيز در حاليكه سخنان و خطبه هايش يادآور سخنراني فصيحانه پدرش علي(ع) بود، نقش بزرگي را ايفا كرد.

دكتر سليماني با اشاره به اينكه نقشي كه حضرت زينب(س) ايفا كرد، عين همان نقشي است كه مادرش زهرا(س) ايفا كرد، ادامه داد:  حضرت زهرا(س) با مبارزه خود، عدم مشروعيت خلافت خليفه اول و مشروعيت خلافت حضرت علي(ع) را اعلام كرده و اجماع اكثريت خواص و سكوت آنها را محكوم كرد، حضرت زينب(س) نيز با سخنان و خطبه هاي خود، عدم مشروعيت خلافت بني اميه و يزيد، مشروعيت قيام سيدالشهدا(ع) و انتساب آن به رسول خدا(ص) را اعلام كرده و عمل اهل كوفه را به خاطر سكوت و حمايت از ظلم عليه امام حسين(ع) محكوم كرد.
وي با اشاره به اثرات اين خطبه ها و مبازات افزود: اگر حضرت زهرا(س) آن رفتارها و مخالفت با خلافت خليفه اول را انجام نمي داد، ديگر ائمه(ع) مانند امام باقر و امام صادق (عليهما السلام) به سادگي نمي توانستند، حقانيت علي(ع) را براي مردم روشن كنند و حقانيت ايشان در طول تاريخ دفن مي شد.

اين نويسنده و محقق با بيان اينكه تاريخ براي كسب عبرت است، به بيان عبرت هايي از زندگي حضرت زينب(س) پرداخت و با اشاره به مبناي ولايتمداري خاطر نشان كرد: اگر در دوره اي، امام زمان يا ولي فقيه نتوانست به خاطر مصالحي مانند جوسازي ها، برخي انتقادات را علني بگويد، ياران ولي خدا بايد وسط ميدان آمده و حق را فرياد بزنند ، ولو اينكه در اقليت باشند. بايد حق را بگويند تا پيام جبهه حق در تاريخ دفن نشود و پيام نهضت منتقل شود.

وي در پاسخ به اين سئوال كه چگونه بايد درك كرد كه كجا بايد به روشنگري پرداخت ، ادامه داد: زماني كه انسان مومن و ولايتمدار، بر اساس مباني و آموزه هاي اهل بيت(ع)، احساس كند كه ولي خدا راضي به وضع موجود و برخي كارها نيست، اما سكوت كرده و از مخالفت افراد با آن، نهي نمي كند، بايد وسط ميدان آمده و به بيان واقعيت بپردازد. به عبارت ديگر، سكوت رهبري و عدم نهي ايشان ، نوعي " كد " است كه بيانگر رضايت ايشان به بيان حقائقي است كه خودشان نمي توانند بنا بر مصالحي بيان كنند. همانگونه كه حضرت زينب(س) با سكوت امام سجاد(ع) و البته عدم نهي ايشان به روشنگري و بيان حقائق پرداخت و اگر نبود روشنگري آن حضرت، پيام قيام امام حسين(ع) در تاريخ دفن شده بود.

وي با اشاره به درس ديگري كه از حضرت زينب(س) بايد آموخت، ادامه داد: برخي گمان مي كنند كه بصيرت به اين معناست كه بر اساس آن كاري انجام گيرد كه نتيجه اش پيروزي ظاهري باشد، در حاليكه اين بي بصيرتي است. لذا كساني كه استدلال كردند كه قيام سيدالشهدا(ع) به شهادت ختم شده و اثري هم نخواهد داشت و لذا به همراهي ولي خدا نرفتند، كم بصيرت بودند. چرا كه ولي خدا مي بيند آنچه را كه ديگران نمي بينند.

عضو كانون طلوع ادامه داد: امروز هم كه ولي فقيه مسيري را مشخص مي كند و مثلا عدم خوش بيني و سازش به استكبار را مطرح مي كند، بي بصيرتي خواهد بود كه فرد استدلال كند دشمني با آنها سبب افزايش تحريم ها و فشار بيشتر مي شود، لذا چاره اي جز اعتماد و سازش به آنها وجود ندارد.  لذا حتي اگر ما متوجه نباشيم كه فرداي مقاومت چه اتفاقي مي افتد، اما بايد به ايمان و تدبير ولي خدا اعتماد كنيم.

وي در پايان اظهار داشت: تعبد نسبت به تبعيت از ولايت موجب سعادت جامعه مي شود.

انتهاي پيام/

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

اطلاعات بیشتر در مورد قالب های ورودی