دشمنی مستکبران با اسلام، به خاطر قدرت آموزه های بنیادین آن است

تبیین: دکتر رهنمایی با اشاره به نقش آموزه های بنیادین اسلام در تحولات اجتماعی اظهار داشت: این آموزه ها در همه ابعاد زندگی نقش آفرین است و هر کجا که این آموزه های بنیادی به منصه ظهور رسیده است، اثراتی بی نظیر از خود به جا گذاشته است. به عنوان نمونه حضرت امام (ره) یکی از افرادی بود که آموزه های بنیادین اسلام را عمیقا باور داشته و این باور ها در رفتار وی متجلی شده بود و لذا توانست جهانی را متحول کند؛
عضو شورای مرکزی انجمن فارغ التحصیلان موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در گفت و گو با خبرنگار تبیین با اشاره موضوع بیست و هشتمین نشست انجمن فارغ التحصیلان با موضوع نقش آموزه های بنیادی دین در تحولات اجتماعی اظهار داشت: هر چند همه آموزه های دین، مهم هستند، اما در بین آن ها سه دسته از مسائل بنیادی و ریشه ای تر بوده و در واقع مبنای سایر آموزه هاست که از آن به هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی تعبیر می شود.
حجت الاسلام والمسلمین دکتر احمد رهنمایی با اشاره به این که همه آموزه های دیگر دین به نوعی بر آمده از این سه دسته بوده و به آن بازگشت می کنند، اظهار داشت: محور هستی شناسی، خدا شناسی است که مسأله در این زمینه از نگاه قرآن، روایات و عقل بررسی می شود. اما محور در مباحث معرفت شناسی مربوط به بحث نبوت و راه و راهنما شناسی است که به تبع آن بحث امامت و اوصیاء پیامبر نیز مطرح می شود.
وی با بیان این که مباحث مربوط به انسان شناسی به سه مسأله اساسی می پردازد، اظهار داشت: اصالت یا عدم اصالت انسان و این که آیا انسان خود اصیل است ویا تکامل یافته از نوع دیگری است، این که انسان از کجا آمده، در کجا قرار گرفته و به کجا خواهد رفت و هم چنین دو ساحتی یا یک ساحتی بودن انسان است که بر اساس پاسخ به این سئوال، مشخص می شود که جاودانه بودن و سعادت ابدی انسان، معنا دارد یا خیر؟
دکتر رهنمایی با اشاره به این که این مباحث فقط در اسلام مطرح نیست، اظهار داشت: این ها مسائل بنیادی برای هر مکتبی به شمار می رود و حتی مکاتب ماتریالیستی نیز چنین مباحثی را دارند، اما پاسخ آن ها به سئوالات اساسی این مسائل، با پاسخ های دین فرق دارد و لذا مباحث هستی شناسی را دارند، اما پاسخ صحیحی به سئوالات آن نمی دهند و یا در مباحث معرفت شناسی و در تشخیص راه و راهنما شناسی به پیامبران الهی نمی رسند، بلکه برای خود پیامبرانی را خلق می کنند و هم چنین در مباحث مربوط به انسان شناسی نیز انسان را محدود در قلمرو خاکی می کنند و حتی در برخی مکاتب، برای انسان، اصالت طبیعی و سرشتی قائل نیستند و انسان را تکامل یافته از نوعی دیگر می دانند.
وی با تأکید بر این که این مبانی سه گانه مورد نظر همه مکاتب است و همه نیز به آن باید پاسخ دهند، اظهار داشت: البته ما معتقدیم که پاسخ های صحیح و کامل را اسلام داده است و لذا در باب معرفت شناختی، به وجود پیامبرانی با ویژگی های خاص که تبعیت از آن ها را توجیه می کند، می رسد، یا در باب انسان شناختی به اصالت انسان و دو ساحتی بودن وی و امکان سعادت جاودانی انسان نظر دارد.
عضو شورای مرکزی انجمن فارغ التحصیلان موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) با اشاره به ضرورت پرداختن به مسائل بنیادی سه گانه اظهار داشت: در واقع همین امور هستند که مبانی علم و فرهنگ شده و همه ابعاد فردی، جمعی، فرهنگی، سیاسی، حقوقی، ملی و بین المللی زندگی انسانی را فرا می گیرد و در واقع محور زندگی فردی و حکومت داری و سبک زندگی اسلامی هستند.
وی با اشاره به دو مقوله مهم و اساسی وجود انسان و ارتباطش با مبدأ هستی اظهار داشت: در واقع همه مسائل بر محور انسان و خدا تنظیم می شود که این مباحث سه گانه بنیادی، متکفل بیان همین امور است. لذا بدون پاسخ صحیح به این مسائل انسان دغدغه مند، هرگز به آرامش نرسیده و سر در گم می ماند. لذا باید خدا و خودش را بشناسد ( هستی اشناسی و انسان شناسی) و بداند چگونه باید به وی برسد و چه کسانی می توانند او را در راه رسیدن به خدا کمک کنند ( معرفت شناسی ) .
عضو هیئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان این که این مسائل برای همه انسان ها مهم و حیاتی است و هرکسی باید به این سئوالات پاسخ دهد، اظهار داشت: البته کسی از مردم توقع ندارد مانند علما و فیلسوفان بزرگ با دقت و موشکافانه به این مسائل پاسخ دهند، اما هر کس در سطح خود باید پاسخی برای این سئوالات داشته باشد و از طرفی نیز علما باید به زبان ساده تر برای سایرین نیز تبیین کنند.
دکتر رهنمایی در پاسخ به این سئوال خبرنگار تبین که نقش آموزه های بنیادی دینی در تحولات اجتماعی چیست، اظهار داشت: اصلا این آموزه های بنیادی اسلام، برای تغییر و تحول است، وگرنه پرداختن به آن ها، کار عبثی خواهد بود. این آموزه ها در همه ابعاد زندگی نقش آفرین است و هر کجا که این آموزه های بنیادی به منصه ظهور رسیده است، اثراتی بی نظیر از خود به جا گذاشته است. به عنوان نمونه حضرت امام (ره) یکی از افرادی بود که آموزه های بنیادین اسلام را عمیقا باور داشته و این باور ها در رفتار وی متجلی شده بود و لذا توانست که جهانی را متحول کند؛ هم اکنون نیز جانشین بر حق ایشان، همین ویژگی را دارند و لذا یک سخنرانی ایشان در دنیا تأثیر می گذارد.
وی ادامه داد: وقتی انسانی به چنین افرادی می نگرد که تنها جانشین ائمه (ع) هستند و نه امام معصوم (ع) و چنین در دنیا اثرگذار هستند، به خوبی می تواند پی ببرد که ائمه (ع) چه عظمت و چه تأثیری خواهند داشت.
دکتر رهنمایی با اشاره به این که البته آموزه های بنیادی در صورتی که به منصه ظهور برسد، تحولات عظیمی خواهد داشت، اظهار داشت: لذا سیاست، حقوق، اقتصاد، هنر و سایر مسائل نیز باید بر مبنای این آموزه ها به منصه ظهور برسد تا اثرات آن مشخص شود؛ البته هم اکنون نیز در حوزه نظری، در برخی از این ابعاد نظریه های متعددی ابراز شده که نظریه هایی بی نظیر بوده و در واقع نوآوری محسوب می شوند، البته وقتی به منصه ظهور رسیده و تکامل یابند، اثر عینی و تحول آن در اجتماع مشاهده خواهد شد.
وی در ادامه علت دشمنی مستکبران با اسلام را ظرفیت بالای اسلام بر اساس همین آموزه های بنیادین دانست و خاطر نشان کرد: از آن جا که اسلام بر اساس این مبانی هم قابلیت تحول آفرینی و هم جهانی شدن را دارد و می تواند هم برای جهان قانون وضع کند و هم ضمانت اجرا برای آن تعیین کند، عده ای با آن به دشمنی برخاستند تا اجازه ظهور اسلام را ندهند، چرا که در این صورت، اسلام صحنه گردان خواهد شد و  جایگاهی برای ادامه زورگویی و بی عدالتی های آن ها نخواهد گذاشت.
انتهای پیام/

 

ارسال کردن دیدگاه جدید

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.

اطلاعات بیشتر در مورد قالب های ورودی