دکتر باقرزاده: آموزه های بنیادین اهمیتی به اندازه هویت ما دارند

دکتر محمد رضا باقرزاده در گفتگو با خبرنگار تبیین، آموزه های بنیادین را خاستگاه همه تحولات اجتماعی دانست و خاطر نشان کرد: پایه تحولات اجتماعی اراده انسان هاست و اراده افراد نیز برگرفته از اندیشه و تفکر آن ها ناشی می شود و بی شک تفکر افراد نیز در پرتو آموزه های بنیادینی است که به آن باور داشته و آن را پذیرفته اند. لذا اگر آموزه های بنیادین وجود نداشتند، هیچ تحول اجتماعی رخ نمی داد؛ چه در جواع اسلامی و چه در جوامع غربی.
وی با اشاره به تحول در دوره رنسانس در غرب، اظهار داشت: این تحول نیز محصول این آموزه بنیادین بود که دین در تکفل امور اجتماعی کفایت نمی کند؛ از آن جا که حاکمیت دین بر جامعه در حاکمیت کلیسا تبلور یافته بود و به خاطر مسائلی که پیش آمد، این تفکر پیش آمد که حاکمیت دین و حاکمیت خدا باید جای خود را به حاکمیت انسان بدهد و اومانیسم و انسان محوری جای خدامحوری را بگیرد. البته همین طرز تفکر سبب پیدایش نظام های سکولار و غیر دینی و به مرور غیر اخلاقی و در نهایت منجر به حاکمیت اندیشه های ضد دینی شد.
وی با اشاره به این که آموزه های بنیادین در جامعه اسلامی نیز بسیار حائز اهمیت هستند، اظهار داشت: لذا اگر بخواهیم توسعه، تحول، پیشرفت در جامعه اسلامی شکل بگیرد، باید آموزه های بنیادین متناسب با آن را در جامعه ترویج کنیم.
دکتر باقرزاده افزود: بدون آموزه های بنیادین نمی توان توقع داشت که اسلام در جامعه محقق شود، چرا که اسلام باید توسط مردم اقامه شود و تا با آموزه های بنیادین و ریشه ای آن آشنا نباشند، نمی توانند به اقامه آن بپردازند.
وی خاطر نشان کرد: آموزه های بنیادین اسلامی، اهمیتی به اندازه هویت ما دارند. چرا که اگر ما بخواهیم با هویت واقعی خودمان و بدون خودباختگی فکری در برابر دیگران، زندگی کنیم، راهی جز این وجود ندارد مگر این که آموزه های بنیادین را در جامعه ترویج کنیم.
وی با ارائه مثالی ادامه داد: امروزه در غرب، علوم مختلف دانشگاهی بر اساس فلسفه های مضاف آن علوم، شکل گرفته است. لذا در محافل دانشگاه های غربی به شدت فلسفه های مضاف وجود دارد؛ دلیلش هم این است که قبل از هر علمی باید با فلسفه آن یعنی آموزه های بنیادین آن علم، آشنا بود. در واقع بر اساس فلسفه آن علم، علم رشد می کند. در نتیجه علم غربی تأمین کننده اهداف آن آموزه های بنیادینی است که در فلسفه های مضاف ترویج می شود مانند اومانیسم، سکولاریسم، نسبیت گرائی و ...
استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: اما متأسفانه در جامعه ما، فلسفه های مضاف اندک هستند، در حالی که برای علوم و به ویژه علوم انسانی باید فلسفه مضاف بر اساس اسلام، تدوین شود، فلسفه هنر، فلسفه جامعه شناسی، فلسفه حقوق، فلسفه سیاست و سایر فلسفه های مضاف از جمله ملزومات ورود در علوم مختلف است. اما متأسفانه حتی فلسفه های مضافی هم که در جامعه ما وجود دارد، همان ترجمه و یا اقتباس از آثار غربی است و فلسفه واقعی آن علم نیست.
دکتر باقرزاده خاطر نشان کرد: اگر در جامعه امروز ما خلأ وجود دارد و علوم انسانی ما، خیلی از جامعه مشکلی حل نمی کند، به خاطر این است که این علوم بر اساس آموزه های بنیادین جامعه دیگری طراحی شده است و اصلا قابل مقایسه با آموزه های بنیادین کشور ما نیست.
عضو هیئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) ادامه داد: حتی اگر قرار است اسلامی سازی علوم هم شکل بگیرد، باید فلسفه و تعقل و اندیشه های بنیادین در جامعه ما رواج یابد تا زمینه برای تحقق علم خودمان آماده شود؛ چرا که در صورتی می توان علم را بومی و متعلق به خود دانست که اندیشه بنیادی آن علم هم برای خودمان باشد.
وی با اشاره به سخن حضرت امام (ره) دانشگاه ها و مراکز علمی را منشأ تحولات در کشور خواند و افزود: صد البته که تحول در دانشگاه ها نیز متوقف بر تحول در اندیشه های بنیادین آن هاست و تحول در اندیشه های بنیادین نیز منوط بر دست برداشتن از ترجمه گری اندیشه هاای بنیادین غربی و روی آوردن به تعقل و اندیشیدن در مبانی و بنیان های نظری علوم است تا بتوان به این صورت فلسفه های مضاف را تحقق بخشید.




























ارسال کردن دیدگاه جدید