فطنه برای دفع فتنه، تبیین دو سوم مدیریت استراتژیک امام خامنه ای
ضرورت برداشت معکوس از برخی مواضع مدیریت استراتژیک
بر پایه دو رکن مدیریت استراتژیک؛ یعنی زیرکی و تغافل، گاهی اوقات باید از انتقاد نکردن و بلکه دلجویی کردن یک ابرمدیر، انتقاد تند و نگرانی برداشت کرد. در این جا به نمونه هایی از کاربرد دو رکن زیرکی و تغافل در مدیریت استراتژیست های عالم اشاره می شود. لازمه درک این اصول، آن است که ابرمدیرها گهگاه حرف اول را آخر می زنند؛ در این مواقع، برای فهم درست سخن امام، باید به اصل برداشت معکوس پناه برد!
۱. ضرورت برداشت معکوس از برخی مواضع حضرت ابراهیم (ع): خداوند در آیات ۷۶ تا ۷۹ انعام به سخنان حق حضرت ابراهیم در مواجهه با ستاره و ماه و خورشید پرستان اشاره دارد؛ حضرت ابراهیم علیه السلام، در آن ماجرا، حرف اخرش را اول نزد، بلکه حرف اولش را آخر زد. برخلاف برخی که فکر می کنند انسان باید صراحت لهجه و به تعبیر بهتر، افسارگسیختگی زبانی داشته باشد، خداوند و انبیاء و اولیائش، به تدبیر، نقش بالایی می دهند: حضرت ابراهیم ابتدا گفت که "زهره" رب من است، سپس با ناپدید شدن آن، گفت که ماه رب من است، و با ناپدید شدن ماه در سپیده دمان، خورشید را رب خود خواند و پس از ناپدید شدن خورشید، گفت رب من آفریدگار هستی است.[۱] بنابراین، حضرت ابراهیم علیه السلام، حرف اولشان را آخر زدند.
۲. ضرورت برداشت معکوس از برخی مواضع امیرالمومنین (ع): الف. دفاع امیرالمومنین (ع) از عثمان عفان: «وَ اللَّهِ لَقَدْ دَفَعْتُ عَنْهُ حَتَّى خَشِيتُ أَنْ أَكُونَ آثِماً»[۲] بخداوند سوگند! آن قدر از عثمان دفاع کردم که خوف آن را دارم که مرتکب گناه شده باشم. وقتی خود امیرالمومنین می فرماید از شدت کمک که به عثمان، می ترسم که گنهکار باشم، مسلما اگر ما این دفاع های جانانه ایشان از عثمان را می دیدیم، یا عثمان را تطهیر می کردیم، یا امیرالمومنین را تقبیح. ب. حمایت امیرالمومنین از عثمان: در نخستین نامه امام علی علیه السلام در نهج البلاغه، که در راه مدینه به بصره، برای اهل کوفه نگاشته اند، چنین آمده است: «از بنده خدا امیرالمومنین علی به کوفیان، که پیشتازان انصار و بلندآوازان عربند، پس از ستایش خدا، براستی که شما را از قضیه عثمان چنان آگاه کنم که شنیدنش چو دیدن باشد! مردم عثمان را به سرزنش گرفتند و من از میان مهاجرین کسی بودم که بیشتر از او رضایتجویی و مهرجویی می کردم و کمتر او را سرزنش می کردم؛ ...[۳]" قطعا عثمان درخور عتاب بیشتر و عدم استعتاب بود. اما امام علی علیه السلام، رفتاری صد در صد معکوس را از خود گزارش کرده اند!
ابرمدیر، گهگاه، حرف اول را آخر می زند؛ پس، از حرف اول، باید برداشت معکوس کرد!
الف. ابرنگرانی رسول الله (ص) در واپسین لحظه های زندگی شان؛ به طور منطقی، حیاتی ترین نگرانی، نگرانی ای است که برای حیاتی ترین مساله؛ یعنی عمق استراتژیک و ولایت امر باشد. از این رو دوست و دشمن می دانستند که هدف رسول الله جل جلاله از درخواست قلم و کاغذ، نوشتن جانشینی علی بن ابی طالب است.
ب. ابرنگرانی امام خمینی در واپسین لحظه های زندگی شان؛ استراتژیک ترین نگرانی امام راحل در لحظه های پایانی زندگی شان، تکرار سقیفه در شکل مدرن آن؛ یعنی حاکمیت دوگانه بود. پایگاه اطلاع رسانی رجانیوز در تاریخ ۱۶ دی ماه ۱۳۸۸، نطق مهمی از حمید رسایی منتشر کرد که البته پیشتر از سوی بزرگان انقلاب نقل شده بود: [آقای هاشمی!] «یادتان هست امام امت در آخرین ساعات عمر پربرکتشان در حالی که دست در دست شما و رهبری معظم داشتند فرمودند که من برای انقلاب هیچ خطری احساس نمی کنم، مگر جدایی شما دو نفر! آن روز رهبر انقلاب خطاب به امام امت گفتند مطمئن باشید که این جدایی هرگز از جانب من اتفاق نخواهد افتاد!» تا جایی که بنده اطلاع دارم، این سخنان تاکنون از سوی دفتر امام خامنه ای یا هاشمی، تکذیب نشده است.
ج. تلاش مکرر و بسیار امام خامنه ای در نفی اختلاف (حاکمیت دوگانه) بین ولیّ امر الهی و هاشمی: هاشمی به عنوان رئیس مجلس، در جریان بیعت با امام خامنه ای، به عکس پیشتازی امام علی علیه السلام در بیعت با پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله، قدری دیر مجلسی ها را به محضر ایشان می برد، البته امام خامنه ای سخنان بسیار حیرت آوری در آن جلسه (۲۴ خرداد ۶۸) می گویند. ایشان در این جلسه، برای دفع حاکمیت دوگانه، بیش از ۱۵ بار به طور صریح یا تلویحی، مفاهیم مرتبط با نفی جنگ قدرت در میان مسئولین را بیان می کنند:
«اين حادثه [رحلت امام]، بارى بر دوش همه ماست. ... [دشمنان] به شروع اختلافات ميان مسؤولان و آن چيزى كه آنها آن را جنگ قدرت (!) مىنامند، اميد بسته بودند! دلخوش بودند كه جمهورى اسلامى، دچار آشفتگى سياسى شديدى شود و مسؤولان - حتّى اگر مسأله رهبرى را هم حل كرده باشند - نتوانند اوضاع كشور را جمعوجور كنند و كار را ادامه دهند! .... من با مطالعه اخبار و تحليلهايى كه اين روزها مرتباً محافل خبرى و سياسى - بخصوص محافل غربى - منتشر مىكنند، احساس مىكنم كه غربيها در ذهن خود، سه نقطه اميد را تصور كردهاند ...: اولين نقطه اميد آنها، ايجاد تنازعها و اختلافهاست[۴]. آنها فكر مىكردند پس از ارتحال امام(ره)، جنگ قدرت(!) به وجود خواهد آمد؛ حتّى در روزهاى اول، خيلى ناشيانه پيشبينى مىكردند كه برخوردهاى نظامى خواهد شد و حوادث خونين پديد خواهد آمد! در آن لحظات اول، دنيا اينگونه تلقى مىكرد و غربيها هم در گذشته بارها اين پيشبينى غلط را كرده بودند؛ ولى بعد كه ديدند اين پيشبينى، از واقعيت خيلى دور است، گفتند كشمكش بر سر قدرت پيش خواهد آمد و تا مدتها مسأله رهبرى نظام به جايى نخواهد رسيد! هنگامى كه اين پيشگويى هم به نتيجه نرسيد، مرتب تكرار مىكردند كه انتخاب مجلس خبرگان، يك كار سطحى و يك پديده زودگذر است و به صورت بالقوه جنگ قدرت در پشت پرده وجود دارد و بايد منتظر باشيم تا چند روز آينده، اين كشمكش و نزاع خودش را نشان دهد[۵]! روزها گذشت. شخصيتها و افرادى كه موضعگيرى و اظهاراتشان تعيين كننده است - مانند نمايندگان مجلس شوراى اسلامى، اعضاى هيأت دولت، علماى بزرگ، مراجع، گروههاى مردمى و نهادهاى انقلابى - همه يكپارچگى و تمركز خودشان را نشان دادند و پيشبينى آنها هم عملى نشد؛ ولى باز تحليلها و تفسيرها سراغ نقاطى مىرود كه به آنها نويد وجود زمينه اختلافى را بدهد. من با مطالعه خبرها و اظهارها و گزارشها و تحليلهاى سياسى، به اين نتيجه مىرسم كه اينها نمىخواهند به اين زودى از مسأله ايجاد اختلاف و كشمكش ميان مسؤولان جمهورى اسلامى و گروههاى مردمى و گرايشهاى سياسى نااميد شوند؛ سعى مىكنند به هر قيمتى -حتّى با القائات- اين مسأله را براى خودشان تأمين كنند. بنابراين، وحدت كلمه اى كه امروز وجود دارد، براى آنها بسيار سنگين است؛ زيرا ايجاد اختلاف و دودستگى و تنازع و درگيرى، براى آنها يك هدف است. ... اين عقيدهى هميشگى من بوده است كه مسؤولان جمهورى اسلامى، خوشبختانه هيچگونه اختلافى در زمينههاى اصولى با هم ندارند. ... من بشدت اميدوار هستم كه در سايه مديريت واحد، موفق به رفع بهتر نارساييها شويم.
در اینجا امام خامنه ای توصیفات و دلجویی هایی عجیب و تامل برانگیزی را برای هاشمی می آورند: «ما منورتر و روشنتر و سابقهدارتر و شناختهشدهتر و دردآشناتر و رمزآشناتر از ايشان با مسايل انقلاب، كس ديگرى را سراغ نداشتيم. نمىشود گفت شما بهتر از من ايشان را مىشناسيد؛ چون سوابق انس و ارادت و آشنايى من با آقاى هاشمى، خيلى طولانى است؛ اما شما در مدت كارتان با ايشان در مجلس شوراى اسلامى، از نزديك همه اين موارد را خوب احساس كردهايد. ملت ما بحمداللَّه ايشان را مىشناسند و اين، آينده خوبى را نويد مىدهد».
سپس بلافاصله به مساله اصلی؛ یعنی، جنگ قدرت باز می گردند و می گویند: «دشمن مىخواهد ما با يكديگر اختلاف داشته باشيم؛ ولى ما بايد به صورت قاطع به دشمن تفهيم كنيم كه ترفندهاى او مؤثر نيست و در جمهورى اسلامى، همدستى و همدلى، براى مسؤولان يك اصل است. اين وحدت و يكپارچگى را واقعاً يك اصل بدانيم و براى آن سرمايهگذارى كنيم و از اختلافات بگذريم. ... من گمان نمىكنم در طول ده سال گذشته كه امام عزيزمان(ره) اينهمه بيانات حكمتآميز ايراد كردند، چيزى را به اندازه وحدت مورد تأكيد قرار داده باشند. ... ما اين مقوله [وحدت] را به منظور حفظ حرمت امام(ره) و تعظيم به روح او پاس بداريم[6] و به عنوان يك هدف قطعى تلقى كنيم و با هر قيمتى درصدد تأمين آن باشيم. مجلس شوراى اسلامى مىتواند مظهر بسيار خوبى براى اين تكريم باشد.»
د. حاکمیت دوگانه دولتهای پیش از احمدی نژاد: بیان امام خامنه ای در جلسه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در سفر آبان 89 خود به قم، فرمودند: «بنده از همه دولتها حمایت کردهام ولی این دولت با دولتهای گذشته تفاوت دارد و فرق اساسی در این است که تلاش نمیکند حاکمیت دوگانه درست کند.»[۷]
حرف اول امام خامنه ای درباره دولت سازندگی، که آخر زده شد؛ و حرف آخری که اول زده نشد
=========================
۱. «فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلينَ ؛ فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِني رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ ؛ فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَريءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ؛ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكين»
۲. نهج البلاغه،خطبه ۲۴۰.
۳. "مِن عبدالله علیٍّ أمیر المؤمنین إلی أهل الکوفة، جَبهة الانصار و سَنام العرب؛ اما بعد فإنی أخبرکم عن أمر عثمان، حیت یکو ن سمعه کعیانه. إنّ الناس طعنوا علیه فکنت رجلاً من المهاجرین اُکثِر استعتابه و اُقِلُّ عتابه و کان طلحةُ و الزبیرُ، أهون سیرهما فیه الوجیف و و أرفق حدائهما العنیف و کان من عائشةَ فیه فَلتَةُ غضبٍ فاُتیح له قوم فقلتوه..." (استعتابه: استرضاؤه). نهج البلاغه، نامه نخست.
۴ همان آخرین و تنها نگرانی امام راحل درباره نظام: "یادتان هست امام امت در آخرین ساعات عمر پربرکتشان در حالی که دست در دست شما و رهبری معظم داشتند فرمودند که من برای انقلاب هیچ خطری احساس نمی کنم، مگر جدایی شما دونفر! ..." پایگاه اطلاع رسانی رجانیوز، ۱۶ دی ۱۳۸۸.
۵. نمی توان گفت که دشمن محاسباتش کاملا اشتباه است، بلکه باید ضد استراتژی های گیج کننده امام خامنه ای را نجات بخش دانست، زیرا امروز پس از 20 سال از آن روزهای سخت، برخی از بزرگان و معتمدین کشور، همان حرفهایی می زنند که امام خامنه ای ظاهرا در نفی آن کوشیده اند: حجتالاسلام و المسلمین سیدحمید روحانی، رئیس بنیاد تاریخ پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی، در گفتگوی 24 بهمن خود با خبرگزاری فارس، به نکات عجیبی اشاره کرده است: «غرور، خود را در برج عاج دیدن و اینکه "انتظار داشته باشی از رهبری تا مجلس و قانون در سیطره و چنگ تو باشند"، خصلتی است که انسان را به تباهی میکشاند و این مسئلهای است که برای هاشمی رفسنجانی وجود داشته و دارد و سبب بروز چنین مشکلاتی شده است. ... هاشمی رفسنجانی از اینکه مقام معظم رهبری در چارچوب قانون اساسی به وی اجازه دخالت میدهند، به شدت ناراضی است و قطعا هر کارشکنی که از دستش برآید، انجام میدهد. ... هاشمی رفسنجانی انتظار دارد در نظام جمهوری اسلامی حرف اول را بزند و تقریباً نقش رهبری را داشته باشد و در کنار حضرت آیتالله خامنهای در رهبری سهیم باشد و به قول معروف به بازی گرفته شود، اما مقام معظم رهبری مرد خداست و طبق وظیفه خود عمل میکند و نمیتواند طبق خواستههای نفسانی این افراد عمل کند. ... حقیقت این است که هاشمی یک سری انتظاراتی از نظام دارد و فکر میکنم تا آن انتظارات برآورده نشود، او به راه نمیآید ... روحانی راه هاشمی رفسنجانی را راهی دانست که انسان را به جهنم کشانده و سبب نجات انسان نمیشود ...»
۶. به نظر می رسد که مخاطب این سخن امام خامنه ای هاشمی است، در این جا امام خامنه ای با توجه به اینکه آخرین دغذغه امام راحل، اختلاف هاشمی با امام خامنه ای بوده است، اولین هدف دشمن را هم همین معرفی می کند و از هاشمی می خواهد اگر داغدار امام هست، به این تنها نگرانی و دغدغه امام هم احترام بگذارد.
۷. پایگاه تبیان، سه شنبه ۱۸ آبان ۸۹؛ این سخن منقول از امام خامنه ای هم تاکنون تکذیب نشده است.
۸. «وَ اعْلَمْ يَا بُنَيَّ أَنَّ صَلَاحَ الدُّنْيَا بِحَذَافِرِهَا فِي كَلِمَتَيْنِ إِصْلَاحِ شَأْنِ الْمَعَايِشِ مِلْءَ مِكْيَالٍ ثُلُثَاهُ فِطْنَةٌ وَ ثُلُثُهُ تَغَافُلٌ...» از وصیت امیرالمومنین به فرزندش، مستدرك الوسائل، ج ۹، ص ۳۷. بدان فرزندم که اصلاح همه جانبه [امور] دنیا، در دو کلمه است؛ اصلاح اوضاع زندگی، پیمانه پری است که دوسوم آن زیرکی و یک سوم آن تغافل است. حتی امام علی علیه السلام در جای دیگری می فرمایند که نصف شخصیت انسان، تغافل است؛ «نصف العاقل احتمال و نصفه تغافل». غررالحكم، ص ۲۴۵.
چهارشنبه, 11/08/1390 - 14:49 — admin- بازدید: 274 مرتبه














.jpg)




.jpg)


ارسال کردن دیدگاه جدید