رحیم پورازغدی: بسیاری از فضلای حوزه، انقلابی نبودند و امام و شاگردانشان را افرادی مشکوک می دانستند

تبیین: عضو شوراي عالی انقلاب فرهنگي گفت: حوزه بايد كساني را تربيت كند كه در هر زمينه بتواند پاسخگوي شبهات و هجمه ها عليه انقلاب باشند كه متأسفانه حوزه در اين زمينه خوب عمل نكرده است. البته از جمله مؤسساتي كه در اين زمينه خوب كار كرده است مؤسسه امام خميني(ره) است و لذا بايد از شخصيت استاد مصباح به عظمت ياد كرد.
به گزارش خبرنگار انجمن فارغ التحصيلان موسسه آموزشي و پژوهشي امام خمیني (ره) دکتر رحیم پورازغدی در سی و چهارمین نشست انجمن فارغ التحصیلان مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) قم با اشاره به اينكه انقلاب اسلامي از سال 42 آغاز شد يك دوره سركوب شد و پس از آن بزرگترين انقلاب ديني جهان را رقم زد اظهار داشت: امروز عظمت آن به جايي رسيده است كه اسلام و انقلاب اسلامی همواره در رأس اخبار دنيا قرار گرفته است؛ حال یا مستقیم در مورد آن است و یا با واسطه و به خاطر تأثیراتی که انقلاب در دیکر کشور ها گذاشته است.
وي افزود: اگر اين انقلابي كه از قم آغاز شده در قم به پايان رسيده باشد، فاجعه بزرگي است. انقلاب اسلامی با حوزه علميه قم تحولي را نه در كشور بلكه در جهان ايجاد كرده كه تا قبل از آن نظير نداشته است. اتفاقي كه در پيش روي ما اتفاق افتاد، امري شبيه به معجزه است، اما چون ما به آن عادت كرده ايم متوجه عظمت آن نيستيم.
استاد رحيم پور ازغدي با اشاره به اينكه داعش نابوده نشده و فقط تشكيلات نظامي و قلمرو آنها متلاشي شده اند ادامه داد:امروز كار حوزه است كه از نظر فكري كار كند بينديشد چرا هزاران نفر اروپايي كه در اروپا رشد کرده اند، براي تشكيل خلافت اسلامي با تفكر تكفيري حاضر مي شوند كشته شوند و در پازل استكبار و صهيونيرم ظاهر مي شوند. بسياري از اين افراد، نيروهاي بالقوه براي انقلاب بودند كه تبديل به نیروی بالفعل داعش شده و در خدمت استكبار قرار گرفتند.
عضو شوراي عالی انقلاب فرهنگي افزود: حوزه بايد كساني را تربيت كند كه در هر زمينه بتواند پاسخگوي شبهات و هجمه ها عليه انقلاب باشند كه متأسفانه حوزه در اين زمينه خوب عمل نكرده است. البته از جمله مؤسساتي كه در اين زمينه خوب كار كرده است مؤسسه امام خميني(ره) است و لذا بايد از شخصيت استاد مصباح به عظمت ياد كرد.
وي با اشاره به حلقه علمي امام (ره) و علامه طباطبايي و شاگردان آنها اظهار داشت: اين افراد سبب شدند تا جبهه فكري عظيمي در مقابل جبهه غرب پديد بيايد و پاسخ ها از سطح عوامي و تكفيرگونه به نقد علمي و مبنايي تغيير كند. از طرف ديگر حلقه وصل مباحث نظري و علمي شناخته شود و فلسفه هاي مضاف مانند فلسفه اخلاق،فلسفه سياست، فلسفه حقوق و .... تبيين شود. سومين ويژگي اين حلقه اين بود كه عالماني پديد آمدند كه قدرت تبيين مسائل براي نخبگان جامعه را داشتند؛ چرا که تا قبل از آن بیانی که نخبگان بتوانند آن را درک کنند، در حوزه نبود.
استاد رحيم پور ازغدي با اشاره به كنش و واكنش انقلابي اظهار داشت: گاهي برخي واكنش هاي انقلابي در امور سياسي با بيانيه، تجمع و گردهمايي ظاهر مي شود. اما لازم است به افرادي كه مباني فكري را تحت تأثير قرار داده و وحي و نبوت را زير سؤال مي برند، پاسخ انقلابي یعنی علمي داده شود.
وی با اشاره به مخالفت شديد و احمقانه رضاخاني با حوزه اظهار داشت: امروز چنين برخوردي با حوزه نمي شود، اما از نظر فكري به شدت مورد هجوم قرار مي دهند.
وي با اشاره به برنامه هاي رضاخان براي جلوگيري از رشد انقلابي روحانيون اظهار داشت: رضاخان پروژه اي عليه روحانيون آغاز كرد و برخوردهاي خشن با علما شروع شد.
اين پژوهشگر مسائل سياسي افزود: در قبل از حركت امام (ره) ، چند حركت انقلابي لحظه اي انجام شد، اما به خاطر مصلحت سنجي علما كه در بسياري از موارد صحيح هم بود، خاموش شد.
وي با اشاره به اينكه همواره خود روحانیون یا وابستگان آنها توانسته اند به جریان انقلابی ضربه بزنند، خاطر نشان کرد: در دوره رضاشاه دين ستيزي توسط همين روحانيون يا فرزندان آنها شكل گرفت. كسروي و تقي زاده روحاني بودند و بعد لباس روحانيت را بيرون آوردند ؛ هم چنین كيانوري نوه شيخ فضل الله نوري بود و افرادي امثال آنها در مقابل جریان حق ایستادند.
وی ادامه داد: از سوي ديگر بين علما اختلافاتي انداختند به طوري كه علما را در مقابل يكديگر قرار دادند و کار به جایی می رسد که حتي يك مجتهد فتواي قتل شيخ فضل الله نوري را مي دهد. اينها به خاطر عدم ارتباط قوي علما با يكديگر، عدم شناخت موضوع و عدم شناخت دشمن بود.
رحیم پورازغدی با اشاره به اينكه زماني انقلابي بودن را به معناي بيسوادي و بي ديني مي دانستند، اظهار داشت: انقلاب اسلامي، انقلاب روحانيون نبود و بسياري از فضاي حوزه انقلابي نبودند، حتي امام و شاگردانش در حوزه افرادي مشكوك تلقي مي شدند.
دكتر رحيم پور ازغدي اظهار داشت: از سوي ديگر به تعبير امام آخوندهاي بي دين وجود داشتند كه برخي فاسد بودند و حتي پاي شاه را مي بوسيدند. حتي برخي به اسم تقيه خود را حفظ مي كردند، در حاليكه تقيه براي حفظ دين است و لذا امام فرمود تقيه حرام است ولوبلغ ما بلغ.
وي افزود: هر چند در آن زمان ، آخوندهایي كه دنيامحور بوده و به اسم اهل بيت (ع) به فكر شكم خود بودند، وجود داشتند، اما تعدادشان اندک بود؛ اما بسياري از روحانيون ديگر بخاطر عدم شناخت و فهم ارتباطات و مسائل جامعه، احكام اجتماعي اسلام را در عمل نسخ كردند. مثلا امر به معروف و نهي از منكر را از رساله ها حذف كرده بودند و این امام(ره) بود که آن را احيا كرد. جالب آنكه تلاش براي تشكيل حكومت – ولو با حاكم عادل – را غير شرعي مي دانستند و در عين حال به حكومت غير عادل فاسد راضي بودند و از آن دفاع مي كردند و هيچ اطلاعي از مسائل سياسي روز نداشتند.
عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي با اشاره به فعاليتهاي رژيم پهلوي در زمان رضاخان براي از بين بردن حوزه و هضم آن در حكومت اظهار داشت: در 20 شهريور وقتي كه رضاخان رفت، هيچ روحاني قانوني وجود نداشت. همه آنها جذب قضاوت و دفاتر ازدواج و طلاق شده بودند و ديگر لباس نمي پوشيدند؛ البته اين فعاليتها با عنوان و پوشش اصلاح و خدمت به روحانيت انجام مي شد.
رحيم پور ازغدي امام را نمونه روحاني انقلابي دانست و افزود: امام (ره) با دستخط خود ، چند هزار نسخه نامه به علماي شهرها نوشته است و آنها را به انقلاب دعوت کرده است.
وي با اشاره به فعاليتهاي رژيم پهلوي براي مقابله با اسلام، اظهار داشت: انقلابي بودن در حوزه به معناي مقابله با همين فعاليت ها از طريق فكري است.
وی یکی از کارهای رژیم پهلوی را فاصله انداختن بین مردم و روحانیت دانست وبا ذکر نمونه هایی اظهار داشت: از جوک ساختن در مورد روحانیت تا مطرح كردن ايران قبل از اسلام و دروغ پردازي ها و افسانه سرايي ها به همراه شبهاتی چون تحميل اجباری اسلام از سوي عربها به ایرانیان، سبب شد تا تنها اقليت پاي منبرهاي روحانيت، مرتبط با روحانیت باشند و شكاف عميقی بين مردم و روحانيون ايجاد شد.
وي در جمع بندي سخنانش اظهار داشت: يكي از پروژه هاي رژيم پهلوي عليه روحانيت راه انداختن دانشكده معقول و منقول بود. این دانشگاه در واقع با هدف دولتي كردن معارف عقلي و نقلي اسلام با مديريت سكولار راه اندازی شد و خروجي هاي آن نبايد هيچ تعهدي نسبت به دين در عرصه سياست و اجتماع داشته باشند و كارمندان مذهبي دولت يا به عبارت بهتر كارمندان مذهب دولتي محسوب مي شدند. البته اينكار در همه كشورهاي اسلامي - به غير از ايران و تاحدی هم عراق- توسط انگليس و فرانسه و شوروي انجام شد و موفق هم بود.
استاد رحيم پور ازغدي با اشاره به اينكه مهمترین خطر براي روحانيت افتادن از چشم مردم است ادامه داد: امام (ره) فاصله گرفتن از توده مردم،فاصله نگرفتن از ساده زيستي، كنار نگذاشتن جرأت امر به معروف و نهي از منكر خطاب به حكومت و غير آن، وجود آموزشهايي در كنار فقه و اصول و تدريس اخلاق را بسیار مورد تأکید قرار می دادند و مي فرمودند: اگر حوزه زمين بخورد تا پانصد سال ديگر نمي تواند سر بلند بكند ؛ همين اموري كه امام تأييد مي كرد ويژگيهاي حوزه انقلابي است.
وي با اشاره به اينكه اگر اخلاق و تقوا نباشد فرقه سازي ها از درون حوزه صورت مي گيرد گفت: همين سيدمحمدعلي باب از رياضت و عشق به امام زمان (عج) رسيد به نمايندگي امام زمان (عج)، بعد شد امام زمان و سپس پيغمبر و در نهايت خدا شد. يك روحاني و روحاني زاده بي تقوا اگر نهي از منكر نشود مغازه درست مي كند. روحانيت بايد از همه انتقاد كند البته صحيح و درست و با رعايت شرع و انصاف.
وي با اشاره به اينكه يك روحاني كه وضع زندگي خودش و بچه هايش از وضع متوسط به بالا بيشتر باشد، در اين نظام ضررش بيشتر از نفعش است افزود: امروز روحانيت دارد چوب چندصد نفر را مي خورند كه رفاه زده شدند بعضي از آنها اصلا نه انقلابي بودند و نه اعتقادي به نظام داشتند اما در دهه گذشته بسياري از آنها در حكومت مقام و منصب یافتند. روحانيت با كناره گيري از ساده زيستي هم مردم را از دست مي دهد هم خدا را.
استاد رحيم پور ازغدي با اشاره به خطر نفوذ در حوزه اظهار داشت: گاهي دشمن 30 سال يك روحاني نما را پرورش مي دهد تا در فرصت خودش ضربه بزند.
وی با اشاره به این که تقوا، درستکاری، صداقت و ساده زیستی سبب می شود تا مردم از روحانیت فاصله نگیرند، خاطر نشان کرد: بسیاری از عاشقان امام (ره) نسبت به مسائل علمی و نظریات ایشان شناختی نداشتند؛ اما می دانستند این فرد، آدم است؛ لذا جان خود را عاشقانه فدای او می کردند.




























ارسال کردن دیدگاه جدید